فرزند زیاد داشته باشید

داستان نوشت :

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

«می گویند آن گاه که یوسف در زندان بود، مردی به او گفت: تو را دوست دارم. یوسف گفت: ای جوان مرد! دوستی تو به چه کار من آید؟ از این دوستی مرا به بلا افکنی و خود نیز بلا بینی! پدرم یعقوب، مرا دوست داشت و بر سر این دوستی، او بینایی اش را از دست داد و من به چاه افتادم. زلیخا ادعای دوستی من کرد و به سرزنش مصریان دچار شد و من مدت ها زندانی شدم. اینک! تو تنها خدا را دوست داشته باش، تا نه بلا بینی و نه دردسر بیافرینی»

(مجله: طوبی  تیر ۱۳۸۶، شماره ۱۹)

 

دریافت پوستر : فرزند زیاد داشته باشید

پی نوشت : شاید جالب نشده باشه ولی وسع ما در همین حد بود … و به حول

قوه الهی کاری که آغاز کردیم رو ادامه خواهیم داد .../

 

منبع : مرکز فرهنگی صالحون

/ 0 نظر / 17 بازدید